حدیث دربارهكسانى كه پيامبر صلى الله عليه و آله بهشت را برايشان ضمانت كرده است

عنه صلى الله عليه و آله:أَنَا زَعِيمٌ ـ وَالزَّعِيمُ الحَمِيلُ ۱ ـ لِمَن آمَنَ بِي وَأَسلَمَ وَهاجَرَ، بِبَيتٍ فِي رَبَضِ الجَنَّةِ وَبِبَيتٍ فِي وَسَطِ الجَنَّةِ. وَأَنَا زَعِيمٌ لِمَن آمَنَ بِي وَأَسلَمَ وَجاهَدَ فِي سَبِيلِ اللّهِ، بِبَيتٍ فِي رَبَضِ الجَنَّةِ وَبِبَيتٍ فِي وَسَطِ الجَنَّةِ وَبِبَيتٍ فِي أَعلى غُرَفِ الجَنَّةِ. مَن فَعَلَ ذلِكَ فَلَم يَدَع لِلخَيرِ مَطلَبا وَلا مِنَ الشَّرِّ مَهرَبا يَمُوتُ حَيثُ شاءَ أَن يَمُوتَ. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:من براى كسى كه به من ايمان آورد و مسلمان شود و هجرت كند، خانه اى را در حومه (پايين) بهشت و خانه اى را در وسط بهشت، ضمانت مى كنم، و براى كسى كه به من ايمان آورد و مسلمان شود و در راه خدا جهاد كند، خانه اى را در حومه بهشت و خانه اى را در وسط بهشت و خانه اى را در بالاترين بالاخانه هاى بهشت، ضمانت مى كنم. كسى كه چنين كند، جايى براى طلب خوبى ها و گريز از بدى ها فرو نگذاشته است. بميرد، هر جا كه خواست بميرد. ۳
۱.الحَمِيْل: الكَفِيل (النهاية: ج 1 ص 442 «حمل»). قال ابن حبّان: الزعيم لغة أهل المدينة، والحميل لغة أهل المصر، والكفيل لغة أهل العراق ويشبه أن يكون قوله «والزعيم الحميل» من قول ابن وهب [أحد رواة الخبر]اُدرج في الخبر (هامش المصدر).
۲.سنن النسائي: ج 6 ص 21، صحيح ابن حبّان: ج 10 ص 480 ح 4619، المستدرك على الصحيحين: ج 2 ص 81 ح 2391، السنن الكبرى: ج 6 ص 119 ح 11394 كلاهما نحوه وكلّها عن فضالة بن عبيد، كنز العمّال: ج 1 ص 70 ح 274.
۳.ظاهرا مراد، اين است كه چنين شخصى هر آنچه خوبى است، به دست آورده و از هر آنچه بدى است، رهيده است و ديگر مهم نيست كه در چه جايى بميرد؛ در هجرت يا در ميدان جهاد.

احادیث دیگر این موضوع

۸
كنز الفوائد:در جنگ خندق، مشركان، بيست شب، خندق را در ميان گرفته بودند و كسى از آنان از خندق عبور نكرد، بجز عمرو بن عبدِ وَد كه اسبش را هى زد و از خندق گذشت و در طرف مدينه قرار گرفت. او به سوى پيامبر خدا صلى الله عليه و آله مى رفت و مى آمد و رجز مى خواند و مبارز مى طلبيد؛ امّا كسى جوابش را نمى داد. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به يارانش كه گرداگردش را گرفته بودند، فرمود: «كدام يك از شما به جنگ عمرو مى رود و من در نزد خداوند، بهشت را برايش ضمانت مى كنم؟». هيچ يك از آنان از ترس عمرو، جواب پيامبر صلى الله عليه و آله را نداد. على بن ابى طالب عليه السلام برخاست. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «بنشين». پيامبر صلى الله عليه و آله بار ديگر از يارانش خواست؛ امّا اين بار نيز كسى بر نخاست و همگى سرهايشان را به زير انداخته بودند. دوباره على بن ابى طالب عليه السلام برخاست و باز پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود كه بنشيند. پيامبر صلى الله عليه و آله بار سوم به يارانش فرمود و اين بار نيز جز على عليه السلام، كسى اجابت نكرد. پس، پيامبر صلى الله عليه و آله او را به نزديك خود، فرا خواند و با دست خويش، دستار بر سرش نهاد و فرمود كه به جنگ دشمنش برود و على عليه السلام به سوى او رفت، و پيامبر خدا صلى الله عليه و آله [هميشه، در نقل آن واقعه] مى فرمود: «همه ايمان به مبارزه با همه شرك رفت».