حدیث دربارهكسانى كه پيامبر صلى الله عليه و آله بهشت را برايشان ضمانت كرده است

كنز الفوائدـ في ذِكرِ غَزوَةِ الخَندَقِ ـ: رُوِيَ فِي الحَديثِ أنَّهُ لَمّا أتَتِ الأَحزابُ وحاصَرَتِ المَدينَةَ بِضعا وعِشرينَ لَيلَةً، طافَ المُشرِكونَ بِالخَندَقِ فَلَم يَكُن مِنهُم مَن يَقدَمُ عَلَيهِ غَيرَ عَمرِو بنِ عَبدِ وَدٍّ، فَإِنَّهُ ضَرَبَ فَرَسَهُ فَعَبَرَ بِهِ عَرضَهُ، و حَصَلَ في حَيِّزِ المَدينَةِ، فَأَخَذَ يَرتَجِزُ في مَمَرِّهِ ومَجيئِهِ عَلى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله ويُنادي بِالبِرازِ، ولا يُجيبُهُ أحَدٌ! فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله لِأَصحابِهِ وهُم مُطيفونَ بِهِ: أيُّكُم يَبرُزُ إلى عَمرٍو، أضمَنُ لَهُ عَلَى اللّهِ الجَنَّةَ؟ فَلَم يُجِبُه مِنهُم أحَدٌ؛ هَيبَةً لِعَمروٍ وَ استعظاما لِأَمرِهِ. فَقامَ عَلِيُّ بنُ أبي طالِبٍ عليه السلام، فَقالَ لَهُ: اِجلِس. ونادى أصحابَهُ دَفعَةً اُخرى، فَلَم يَقُم مِنهُم أحَدٌ، وَالقَومُ ناكِسوا رُؤوسِهِم. فَقامَ عَلِيُّ بنُ أبي طالِبٍ عليه السلام، فَأَمَرَهُ بِالجُلوسِ. ونادى الثّالِثَةَ، فَلَمّا لَم يُجِبهُ أحَدٌ سِواهُ، استَدناهُ و عَمَّمَهُ بِيَدِهِ، وأمَرَهُ بِالبُروزِ إلى عَدُوِّهِ. فَتَقَدَّمَ إلَيهِ، ورَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَقولُ: بَرَزَ الإيمانُ كُلُّهُ إلى الشِّركِ كُلِّهِ. ۱
كنز الفوائد:در جنگ خندق، مشركان، بيست شب، خندق را در ميان گرفته بودند و كسى از آنان از خندق عبور نكرد، بجز عمرو بن عبدِ وَد كه اسبش را هى زد و از خندق گذشت و در طرف مدينه قرار گرفت. او به سوى پيامبر خدا صلى الله عليه و آله مى رفت و مى آمد و رجز مى خواند و مبارز مى طلبيد؛ امّا كسى جوابش را نمى داد. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به يارانش كه گرداگردش را گرفته بودند، فرمود: «كدام يك از شما به جنگ عمرو مى رود و من در نزد خداوند، بهشت را برايش ضمانت مى كنم؟». هيچ يك از آنان از ترس عمرو، جواب پيامبر صلى الله عليه و آله را نداد. على بن ابى طالب عليه السلام برخاست. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «بنشين». پيامبر صلى الله عليه و آله بار ديگر از يارانش خواست؛ امّا اين بار نيز كسى بر نخاست و همگى سرهايشان را به زير انداخته بودند. دوباره على بن ابى طالب عليه السلام برخاست و باز پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود كه بنشيند. پيامبر صلى الله عليه و آله بار سوم به يارانش فرمود و اين بار نيز جز على عليه السلام، كسى اجابت نكرد. پس، پيامبر صلى الله عليه و آله او را به نزديك خود، فرا خواند و با دست خويش، دستار بر سرش نهاد و فرمود كه به جنگ دشمنش برود و على عليه السلام به سوى او رفت، و پيامبر خدا صلى الله عليه و آله [هميشه، در نقل آن واقعه] مى فرمود: «همه ايمان به مبارزه با همه شرك رفت».
۱.كنز الفوائد: ج 1 ص 297.

احادیث دیگر این موضوع

۸