حدیث دربارهعبد اللّه بن رَواحه

السيرة النبويَّة لابن هشام عن ابن إسحاق:ـ فِيما بَلَغَنِي ـلَمّا أُصِيبَ القَومُ قالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: أَخَذَ الرّايَةَ زَيدُ بنُ حارِثَةَ فَقاتَلَ بِها حَتّى قُتِلَ شَهِيدا، ثُمَّ أَخَذَها جَعفَرٌ فَقاتَلَ بِها حَتّى قُتِلَ شَهِيدا، ثُمَّ صَمَتَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله حَتّى تَغَيَّرَت وُجُوهُ الأَنصارِ وَظَنُّوا أَنَّهُ قَد كانَ فِي عَبدِ اللّهِ بنِ رَواحَةَ بَعضُ ما يَكرَهُونَ، ثُمَّ قالَ: ثُمَّ أَخَذَها عَبدُ اللّهِ بنُ رَواحَةَ فَقاتَلَ حَتّى قُتِلَ شَهِيدا، ثُمَّ قالَ: لَقَد رُفِعُوا إِلَيَّ فِي الجَنَّةِ فِيما يَرَى النّائِمُ عَلَى سُرُرٍ مِن ذَهَبٍ، فَرَأَيتُ فِي سَرِيرِ عَبدِ اللّهِ بنِ رَواحَةَ ازْوِرارا عَن سَريرَيْ صاحِبَيهِ، فَقُلتُ: عَمَّ هذا؟ فَقِيلَ لي: مَضَيا وَتَرَدَّدَ عَبدُ اللّهِ بَعضَ التَّرَدُّدِ ثُمَّ مَضى. ۱
السيرة النبويّة، ابن هشام ـ به نقل از ابو اسحاق ـ:چون آن عدّه به شهادت رسيدند، پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ تا آن جا كه به من رسيده است ـ فرمود: «زيد بن حارثه پرچم را بر گرفت و جنگيد، تا آن كه به شهادت رسيد. سپس جعفر آن را بر گرفت و او نيز جنگيد تا به شهادت رسيد». پيامبر خدا صلى الله عليه و آله سپس خاموش شد تا جايى كه رنگ از چهره انصار بر گشت و گمان بردند كه براى عبد اللّه بن رواحه مسئله ناخوشايندى پيش آمده است. در اين هنگام، پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «سپس عبد اللّه بن رواحه پرچم را بر گرفت و جنگيد تا به شهادت رسيد». آن گاه فرمود: «آنان را در بهشت، به من، آن گونه كه شخص در خواب مى بيند، بر تخت هايى از طلا نشان دادند. در تخت عبد اللّه بن رواحه نسبت به تخت هاى دو همرزمش انحرافى ديدم. پرسيدم: سببش چيست؟ به من گفته شد: آن دو [بى ترديد، به جنگ]رفتند؛ ولى عبد اللّه، نخست اندكى دچار ترديد شد و سپس ادامه داد».
۱.السيرة النبويّة لابن هشام: ج 4 ص 24، تاريخ الإسلام للذهبي: ج 2 ص 486، اُسد الغابة: ج 3 ص 238 الرقم 2943 نحوه و ج 1 ص 543 الرقم 759، تاريخ دمشق: ج 28 ص 120 ح 5887، كنز العمّال: ج 10 ص 386 ح 29916.

احادیث دیگر این موضوع

۲