حدیث دربارهحارثة بن سُراقه
شرح نهج البلاغة عن الواقديّ:أَصابَ حارِثَةَ بنَ سُراقَةَ وَهُو يَكرَعُ ۱ فِي الحَوضِ سَهمٌ غَرَبٍ ۲ مِنَ المُشرِكِينَ فَوَقَعَ فِي نَحرِهِ فَماتَ. فَلَمّا قَدِمَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله مِن بَدرٍ جاءَت أُمُّهُ إِلَيهِ، فَقالَت: يا رَسُولَ اللّهِ! قَد عَرَفتَ مَوضِعَ حارِثَةَ فِي قَلبِي، فَأَرَدتُ أَن أَبكِيَ عَلَيهِ، ثُمَّ قُلتُ: لا أَفعَلُ حَتّى أَسأَلَ رَسُولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله عَنهُ؛ فَإِن كانَ فِي الجَنَّةِ لَم أَبكِهِ، وَإِن كانَ فِي النّارِ بَكَيتُهُ فَأَعوَلتُهُ.
فَقالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله: هَبِلتِ، أَجَنَّةٌ واحِدَةٌ! إِنَّها جِنانٌ كَثِيرَةٌ، وَالَّذِي نَفسِي بِيَدِهِ إِنَّهُ لَفِي الفِردَوسِ الأَعلى.
قالَت: فَلا أَبكِي عَلَيهِ أَبَدا. ۳
شرح نهج البلاغة ـ به نقل از واقدى ـ:حارثة بن سُراقه مشغول آب خوردن با دهانش از آبگير بود كه تيرى از سوى مشركان آمد و بر گلويش نشست و جان داد. چون پيامبر خدا صلى الله عليه و آله از بدر باز گشت، مادر حارثه نزد ايشان آمد و گفت: اى پيامبر خدا! شما از جايگاه حارثه در قلبم آگاهى. من خواستم بر او گريه كنم؛ ولى با خود گفتم: گريه نكنم تا از پيامبر خدا در باره اش بپرسم. اگر در بهشت بود، بر او نگِريم و اگر در آتش بود، بر او بگريم و ناله و فغان سر دهم.
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «اى داغ ديده! مگر يك بهشت هست؟! بهشت هاى بسيار وجود دارد و سوگند به آن كه جانم در دست اوست، فرزند تو در فردوس برين است».
مادرش گفت: پس هرگز بر او نخواهم گريست.
کلیدواژهها بهشتنام های بهشتنوید داده شدگان به بهشتشماری از یاران پیامبر صلی الله علیه و آله +1 مورد دیگر