حدیث دربارههشدار پيامبر درباره ستم به اهل بيت عليهم السلام

زَيدُ بنُ عَلِيٍّ، عَن أبيهِ:إنَّ الحُسَينَ بنَ عَلِيٍّ عليهماالسلام أتى عُمَرَ بنَ الخَطّابِ وهُوَ عَلَى المِنبَرِ يَومَ الجُمُعَةِ، فَقالَ لَهُ: اِنزِل عَن مِنبَرِ أبي. فَبَكى عُمَرُ ثُمَّ قالَ: صَدَقتَ يا بُنَيَّ، مِنبَرُ أبيكَ لا مِنبَرُ أبي، فَقالَ عَلِيٌّ عليه السلام: ما هُوَ وَاللّهِ عَن رَأيي، قالَ: صَدَقتَ، وَاللّهِ مَا اتَّهَمتُكَ يا أبَا الحَسَنِ. ثُمَّ نَزَلَ عَنِ المِنبَرِ فَأَخَذَهُ فَأَجلَسَهُ إلى جانِبِهِ عَلَى المِنبَرِ، فَخَطَبَ النّاسَ وهُوَ جالِسٌ مَعَهُ عَلَى المِنبَرِ، ثُمَّ قالَ: أيُّهَا النّاسُ، سَمِعتُ نَبِيَّكُم صلى الله عليه و آله يَقولُ: اِحفَظوني في عِترَتي وذُرِّيَّتي، فَمَن حَفِظَني فيهِم حَفِظَهُ اللّهُ، ألا لَعنَةُ اللّهِ عَلى مَن آذاني فيهِم ـ ثَلاثًا ـ ۱.
زيد بن على از پدرش:عمربن خطاب در روز جمعه بر بالاى منبر خطبه مى خواند كه حسين بن على نزديك او رفت و گفت: از منبر پدرم فرود آى. عمر گريست و سپس گفت: راست گفتى فرزندم، اين منبر پدر توست، نه منبر پدر من. در اين هنگام على عليه السلام گفت: به خدا قسم، اين حرف را من به او ياد نداده بودم. عمر گفت: درست است؛ به خدا قسم كه من هم تو را متهم نكردم، اى ابوالحسن. سپس از منبر پايين آمد و حسين را برداشت و بالاى منبر در كنار خود نشاند وآن گاه در حالى كه حسين عليه السلام در كنار او روى منبر نشسته بود، شروع به خطبه خواندن براى مردم كرد و سپس گفت: اى مردم، از پيامبرتان شنيدم كه مى فرمود: با حفظ عترت و ذريّه ام مرا حفظ كنيد. زيرا كه هركس با حفظ آنان مرا حفظ كند، خداوند او را محفوظ بدارد. هان! لعنت خدا بر كسى كه با آزردن آنان مرا بيازارد ـ و اين جمله را سه بار فرمود.
۱.أمالي الطوسيّ: 703 / 1504.

احادیث دیگر این موضوع

۸