حدیث دربارهملحق شدن به جرگه يهود و نصارى

عنه عليه السلام:جاءَ رَجُلٌ إلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله فَقالَ: يا رَسولَ اللّهِ، أكُلُّ مَن قالَ لا إلهَ إلاَّ اللّهُ مُؤمِنٌ؟ قالَ: إنَّ عَداوَتَنا تُلحِقُ بِاليَهودِ وَالنَّصارى، إنَّكُم لا تَدخُلونَ الجَنَّةَ حَتّى تُحِبّوني، وكَذَبَ مَن زَعَمَ أنَّهُ يُحِبُّني و يُبغِضُ هذا ـ يَعنى عَلِيًّا عليه السلام ـ ۱.
امام باقر عليه السلام:مردى خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و عرض كرد: اى رسول خدا! آيا هر كس بگويد: لا اله الا اللّه، مؤمن است؟ فرمود: دشمنى با ما، باعث ملحق شدن به جرگه يهود و نصارى مى شود. شما به بهشت نخواهيد رفت مگر اين كه مرا دوست بداريد؛ و دروغ مى گويد، كسى كه گمان مى كند مرا دوست دارد اما اين ـ يعنى على عليه السلامـ را دشمن مى دارد.
۱.أمالي الصدوق: 221 / 17 عن جابر بن يزيد الجعفيّ، بشارة المصطفى: 120 عن جابر.

احادیث دیگر این موضوع

۲
امام باقر عليه السلامـ به نقل از جابربن عبداللّه انصارىـ: رسول خدا صلى الله عليه و آله تشريف آورد و منبر رفت و مهاجران و انصار براى نماز جمع شدند. حضرت فرمود: اى مردم! هر كه ما اهل بيت را دشمن بدارد، خداوند او را يهودى محشور كند. جابر مى گويد: من برخاستم و عرض كردم: اى رسول خدا، اگر چه شهادت به لا اله الا اللّه و به پيامبرى شما دهد؟ فرمود: آرى، اگر چه شهادت دهد. او با شهادت دادن [به يگانگى خدا و رسالت من] فقط سبب مى شود كه خونش ريخته نشود و يا با دست خود و ذليلانه، جزيه ندهد. سپس فرمود: اى مردم، هركس ما اهل بيت را دشمن بدارد خداوند در روز قيامت او را يهودى محشور كند و اگر به زمان دجّال برسد به او ايمان آورد و اگر آن زمان را درك نكند، از گورش برانگيخته گردد، تا به او ايمان بياورد. همانا پروردگارم عز و جل، در ابتداى خلقت كه گل آدميان را مى سرشتند، امّت مرا برايم مجسّم نمود و نامهاى همه افراد امّت مرا به من آموخت، همان گونه كه تمام اسماء را به آدم تعليم داد. پس پرچمداران از برابر من گذشتند و من براى على و شيعيان او آمرزش طلبيدم. حنان (بن سدير راوى اين خبر) گويد: پدرم به من گفت: اين حديث را بنويس و من نوشتم. فردا به جانب مدينه حركت كرديم و وارد آن شديم و خدمت ابى عبداللّه (الصادق) عليه السلام رسيديم. من به آن حضرت عرض كردم: فدايت شوم، مردى از مكّيان به نام سديف، حديثى از پدرتان به من گفته است، حضرت فرمود: آن را حفظ دارى؟ عرض كردم: مكتوبش كرده ام. فرمود: بده ببينم. من آن را به حضرت نشان دادم. چون به جمله «در آن هنگام كه گل آدميان را مى سرشتند خداوند امّت مرا برايم مجسم نمود و نامهاى همه افراد امّتم را به من آموخت، همان گونه كه تمام اسماء را به آدم تعليم داد» رسيد فرمود: اى سدير، چه هنگام اين حديث را از قول پدرم برايت نقل كرد؟ عرض كردم: هفت روز است كه روايت او را از پدرتان شنيده ام. فرمود: من فكر مى كردم كه اين حديث، از دهان پدرم براى احدى خارج نخواهد شد.