حدیث دربارهسخت كوشى اهل بيت در عبادت
بَكرُ بنُ عَبدِاللّهِ:إنَّ عُمَرَ بنَ الخَطّابِ دَخَلَ عَلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله وهُوَ مَوقوذٌ ـ أو قالَ: مَحمومٌ ـ فَقالَ لَهُ عُمَرُ: يا رَسولَ اللّهِ، ما أشَدَّ وَعكَكَ! فَقالَ: ما مَنَعَني ذلِكَ أن قَرَأتُ اللَّيلَةَ ثَلاثينَ سورَةً فيهِنَّ السَّبعُ الطِّوالُ. فَقالَ عُمَرُ: يا رَسولَ اللّهِ، غَفَرَ اللّهُ لَكَ ما تَقَدَّمَ مِن ذَنبِكَ وما تَأَخَّرَ وأنتَ تَجهَدَ هذَا الاِجتِهادَ؟! فَقالَ: يا عُمَرُ، أفَلا أكونُ عَبدًا شَكورًا؟! ۱
بكر بن عبداللّه:عمر بن خطاب بر پيامبر وارد شد، در حالى كه حضرت صلى الله عليه و آله بيمار بود ـ يا گفت: تبدار بود ـ عمر عرض كرد: يا رسول اللّه! چه بيمارى سختى دارى! حضرت صلى الله عليه و آله فرمود: اين مانع از آن نشد كه در شب، سى سوره از قرآن تلاوت كردم كه هفت سوره طوال در آن بود. عمر عرض كرد: يا رسول اللّه! خداوند گناهان گذشته و آينده تو را آمرزيده است و تو چنين خود را به سختى مى افكنى؟! فرمود: اى عمر! آيا نبايد بنده اى شكرگزار باشم؟!
۱.أمالي الطوسيّ: 403 / 903.