حدیث دربارهجانشينان خدا
كُمَيلُ بنُ زِيادٍ:أخَذَ بِيَدي أميرُالمُؤمِنينَ عَلِيُّ بنُ أبي طالِبٍ عليه السلام، فَأَخرَجَني إلَى الجَبّانِ ۱، فَلَمّا أصحَرَ تَنَفَّسَ الصُّعَداءَ، ثُمَّ قالَ:. اللّهُمَّ بَلى! لا تَخلُو الأَرضُ مِن قائِمٍ للّهِِ بِحُجَّةٍ، إمّا ظاهِرًا مَشهورًا، وإمّا خائِفًا مَغمورًا، لِئَلاّ تَبطُلَ حُجَجُ اللّهِ وبَيِّناتُهُ، وكَم ذا وأينَ اُولئِكَ؟! اُولئِكَ ـ واللّهِ ـ الأَقَلّونَ عَدَدًا، والأَعظَمونَ عِندَ اللّهِ قَدرًا، يَحفَظُ اللّهُ بِهِم حُجَجَهُ وبَيِّناتِهِ، حَتّى يودِعوها نُظَراءَهُم، ويَزرَعوها في قُلوبِ أشباهِهِم. هَجَمَ بِهِمُ العِلمُ عَلى حَقيقَةِ البَصيرَةِ، وباشَروا روحَ اليَقينِ، واستَلانوا مَا استَعوَرَهُ ۲ المُترَفونَ، وأنِسوا بِمَا استَوحَشَ مِنهُ الجاهِلونَ، وصَحِبُوا الدُّنيا بِأَبدانٍ أرواحُها مُعَلَّقَةٌ بِالمَحَلِّ الأَعلى. اُولئِكَ خُلَفاءُ اللّهِ في أرضِهِ، والدُّعاةُ إلى دينِهِ، آه آه شَوقًا إلى رُؤيَتِهِم! ۳.
كميل بن زياد:اميرالمؤمنين على بن ابى طالب عليه السلام دست مرا گرفت و به صحرا برد، چون به بيرون شهر رسيد چونان اندوهگينان آهى كشيد و فرمود:. خدايا آرى، البته، زمين از كسى كه به حجّت و دليل، دين خدا را بر پا دارد تهى نمى ماند و اين كس يا پيداست يا ترسان و پنهان، تا حجّتها و دلايل روشن خدا از بين نرود. ايشان چندند و كجايند؟! به خدا سوگند شمارشان بسيار اندك است و در قدر و منزلت نزد خدا بسيار بزرگوارند، خداوند حجّتها ودلايل روشن خود را با ايشان حفظ مى كند تا آنها را به مانندهايشان سپرده در دلهايشان كشت كنند. علم و دانش با بينايى حقيقى به ايشان يكباره روى آورده و با آسودگى و خوشى يقين و باور به كار بسته اند و سختى و دشوارى اشخاصِ به ناز و نعمت پرورده را سهل و آسان يافته اند، وبه آن چه نادانان از آن دورى گزينند اُنس و خو گرفته اند و با بدنهايى كه روح هاى آنها به جاى بسيار بلند آويخته در دنيا زندگى مى كنند، آنانند در زمين خلفا و نمايندگان خدا كه به سوى دين او مى خوانند، آه آه بسيار مشتاق و آرزومند ديدار آنان هستم.
۱.الجبّان والجبّانة: الصحراء. (الصحاح: 5 / 2091).
۲.أي ما عدّوه وعرًا وخشنًا.
۳.نهج البلاغة: الحكمة 147، الخصال: 186 / 257، كمال الدين: 291 / 2، تاريخ اليعقوبيّ: 2 / 206، خصائص الأئمّة عليهم السلام: 106، حلية الأولياء: 1 / 79، كنز العمّال: 10 / 262 / 29391، أمالي الشجريّ: 1 / 66، مناقب الإمام أمير المؤمنين للكوفيّ: 2 / 95 / 581 نحوه.