حدیث دربارهپيكار با نفس
عنه عليه السلامـ عِندَما سُئِلَ عليه السلام عَنِ العالَمِ العِلوِيِّ، فَقالَ ـ: صُوَرٌ عارِيَةٌ عَنِ المَوادِّ، عالِيَةٌ عَنِ القُوَّةِ وَالاِستِعدادِ، تَجَلّى لَها فَأَشرَقَت، وطالَعَها فَتَلَألَأَت، وألقى في هُوِيَّتِها مِثالَهُ، فَأَظهَرَ عَنها أفعالَهُ، وخَلَقَ الإِنسانَ ذا نَفسٍ ناطِقَةٍ، إن زَكّاها بِالعِلمِ وَالعَمَلِ فَقَد شابَهَت جَواهِرَ أوائِلِ عِلَلِها، وإذَا اعتَدَلَ مِزاجُها ۱ وفارَقَتِ الأَضدادَ فَقَد شارَكَ بِهَا السَّبعَ الشِّدادَ. ۲
امام على عليه السلامـ هنگامى كه در باره جهان بَرين از ايشان پرسيده شد ـ: صورت هايى هستند برهنه از مادّه، فراتر از قوّه و استعداد. خداوند بر آن صورت ها تجلّى كرد و آنها [به نور وجودْ]روشن شدند، و به آنها نگريست و درخشان شدند، و مثال خود را در ماهيت آنها افكند، پس افعالش را از آنها پديدار ساخت، و انسان را داراى نفس ناطقه اى [مُدرك معقولات] آفريد كه اگر آن را با دانش و كردار، پاك گرداند و بپروراند، با گوهرهاى اوّليه علّت هايش (ذات عقول مقدّسه) همسان مى گردد، و هرگاه مزاجش معتدل شود و اضداد، جدا گردند، (خصلت هاى اخلاقى در او به اعتدال گرايد و از افراط و تفريط، سالم بماند)، با آن هفت آسمان محكم (نفوس فلكيه) شريك مى شود. ۳
۱.المِزاجُ: ما رُكِّبَ في الإنسان من الطبائع (انظر مجمع البحرين: ج 3 ص 1692 «مزج»).
۲.غرر الحكم: ح 5885، المناقب لابن شهر آشوب: ج 2 ص 49، الصراط المستقيم: ج 1 ص 222 وليس فيهما «العمل»، بحارالأنوار: ج 40 ص 165 ح 54.
۳.شارح غرر الحكم مى گويد: و به آنچه تقرير شد ظاهر مى شود كه اين كلام مؤيّد چندين اصل از اصول حكما مى تواند شد نهايت نسبت آن به آن حضرت صلوات اللّه وسلامه عليه ثابت نيست بلكه گمان فقير اين است كه كلام يكى از حكما بوده كه بعضى از براى ترويج آن نسبت به آن حضرت داده واللّه تعالى يعلم.
و مصحّح همين كتاب مى گويد: چنانكه شارح رحمه الله فرموده بظنّ متاخم بعلم مى توان حكم كرد كه اين كلام از آن حضرت نيست نظر به قرائن و اماراتى كه از ملاحظه آنها دريافت اين مدّعا مى شود.