حدیث دربارهنشانه هاى كمال خرد

الإمام عليّ عليه‏السلام: ما عُبِدَ اللّه‏ُ بِشَيءٍ أفضَلَ مِنَ العَقلِ، وما تَمَّ عَقلُ امرِىً حَتّى يَكونَ فيهِ خِصالٌ شَتّى: الكُفرُ وَالشَّرُّ مِنهُ مَأمونانِ، وَالرُّشدُ وَالخَيرُ مِنهُ مَأمولانِ، وفَضلُ مالِهِ مَبذولٌ، وفَضلُ قَولِهِ مَكفوفٌ، ونَصيبُهُ مِنَ الدُّنيَا القوتُ، لا يَشبَعُ مِنَ العِلمِ دَهرَهُ، الذُّلُّ أحَبُّ إلَيهِ مَعَ اللّه‏ِ مِنَ العِزِّ مَعَ غَيرِهِ، وَالتَّواضُعُ أحَبُّ إلَيهِ مِنَ الشَّرَفِ، يَستَكثِرُ قَليلَ المَعروفِ مِن غَيرِهِ، ويَستَقِلُّ كَثيرَ المَعروفِ مِن نَفسِهِ، ويَرَى النّاسَ كُلَّهُم خَيرًا مِنهُ، وإنَّهُ شَرُّهُم في نَفسِهِ، وهُوَ تَمامُ الأَمرِ. ۱
امام على عليه‏السلام: خداوند با چيزى برتر از خرد، عبادت نشد، و خرد كسى كامل نمى‏شود، مگر در او خصلت‏هايى باشد: كفر و بدى از او انتظار نرود، و رشد و خوبى از او اميد برود؛ زيادى ثروتش را ببخشد و زيادى سخن خود را نگه بدارد؛ بهره او از دنيا تنها قوت (نيازمندى‏هاى ضرورى زندگى) باشد و در طول زندگى، از دانش، سير نشود؛ خوارى را با بودن با خداوند از عزّت با بودن با ديگران، بيشتر دوست بدارد؛ فروتنى، در نزد او، دوست‏داشتنى‏تر از بزرگى باشد؛ خوبىِ اندكِ ديگران را بسيار، و خوبىِ بسيارِ خود را كم بشمرد؛ و همه مردم را از خودش بهتر، و خود را بدتر از همه بداند، و اين، مهم‏ترين خصلت است.
۱.الكافي: ج 1 ص 18 ح 12، تحف العقول: ص 388 كلاهما عن هشام بن الحكم عن الإمام الكاظم عليه‏السلام، بحار الأنوار: ج 1 ص 140 ح 30.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +2 مورد دیگر

احادیث دیگر این موضوع

۸
پيامبر خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله: خداوند با چيزى شايسته‏تر از خرد، عبادت نشد و مؤمن، خردمند نيست، مگر آن كه ده فضيلت در او جمع شود: خوبى از او اميد برود، و بدى از او انتظار نرود؛ خوبىِ اندكِ ديگران را زياد بشمرد، و خوبى‏هاى بسيارِ خود را كم بشمرد؛ در سراسر زندگى‏اش از دانش‏طلبى خسته نگردد؛ از رفت و آمد نيازمندان به نزد خويش، دل‏تنگ نشود؛ خوارى در نزد او دوست‏داشتنى‏تر از عزّت باشد؛ فقر را بهتر از ثروتمندى دوست بدارد؛ بهره او از دنيا قوت (نيازمندى‏هاى ضرورى زندگى) باشد؛ و امّا دهم ـ و چيست دهم؟! ـ كسى را نبيند، جز آن كه بگويد: او از من بهتر و پارساتر است. همانا مردمان، دو دسته‏اند: دسته‏اى كه از مؤمن، بهتر و پارساترند و دسته‏اى ديگر، كه بدتر از او و پايين‏تر از وى‏اند. پس هنگامى كه مؤمن، بهتر و پارساتر از خود را ببيند، در برابر او فروتنى مى‏كند تا به او برسد، و هنگامى كه بدتر و پايين‏تر از خود را ببيند، مى‏گويد: شايد خوبى‏اش پنهان است و بدى‏اش آشكار، و شايد پايان كارش به خير ختم شود. هر گاه چنين كند، عظمتش افزايش مى‏يابد و بر مردم زمانش سَرورى مى‏كند.