حدیث دربارهشناخت خدا

الإمام الكاظم عليه السلامـ في وَصِيَّتِهِ لِهِشامٍ ـ: يا هِشامُ، إنَّ ضَوءَ الجَسَدِ في عَينِهِ، فَإِن كانَ البَصَرُ مُضيئًا اِستَضاءَ الجَسَدُ كُلُّهُ. وإنَّ ضَوءَ الرّوحِ العَقلُ، فَإِذا كانَ العَبدُ عاقِلاً كانَ عالِمًا بِرَبِّهِ، وإذا كانَ عالِمًا بِرَبِّهِ أبصَرَ دينَهُ. وإن كانَ جاهِلاً بِرَبِّهِ لَم يَقُم لَهُ دينٌ. وكَما لا يَقومُ الجَسَدُ إلاّ بِالنَّفسِ الحَيِّةِ فَكَذلِكَ لا يَقومُ الدّينُ إلاّ بِالنِّيَّةِ الصّادِقَةِ، ولا تَثبُتُ النِّيَّةُ الصّادِقَةُ إلاّ بِالعَقلِ. ۱
امام كاظم عليه السلامـ در سفارش به هشام ـ: اى هشام! روشنايى بدن، در چشم است، كه اگر چشمْ نورانى باشد، بدنْ روشنايى خواهد داشت؛ و روشنى روح، به خرد است، كه اگر بنده اى خردمند باشد، به پروردگار، آگاه خواهد بود، و آن كه به پروردگار، آگاه باشد، در دينش بينا مى شود، و هر كس به خداوند، ناآگاه باشد، دينش استوار نخواهد بود. همان گونه كه قوام بدن، به جانِ زنده است، قوام دين نيز به نيّت هاى پاك است و نيّت پاك هم، جز با خرد، حاصل نمى گردد.
۱.تحف العقول: ص 396، بحار الأنوار: ج 1 ص 153 ح 30.

احادیث دیگر این موضوع

۶
الكافىـ به نقل از حسن بن عمّار ـ: از امام صادق عليه السلام فرمود: «آغاز و شروع هر كار و نيرو و آبادانى آن ـ كه بدون آبادانى، بهره اى حاصل نمى گردد ـ خردى است كه خدا آن را زيور خَلق خود و روشنى بخش آنان قرار داد. به وسيله خرد، بندگان، آفريننده خود را مى شناسند و مى دانند كه خود، مخلوق اند و او مدبّر آنهاست و آنها در زير تدبير اويند و او پاينده است و آنها [يند كه] راه فنا مى روند. [بندگان،] در پرتو خردشان، هر آفريده اى را (از آسمان و زمين، خورشيد و ماه، و شب و روز) كه مى بينند دليل مى گيرند كه براى آفريدگان، آفريننده و سرپرستى است كه هميشه بوده و خواهد بود، و به وسيله خرد، زيبا را از زشت، باز مى شناسند و مى دانند كه تاريكى، در نادانى است و روشنى، در دانش. اين است آنچه خرد، بدان راهنمايى كرده است». گفته شد: آيا بندگان، مى توانند به همان خرد اكتفا كنند؟ فرمود: «خردمند، به دليلِ خردى كه خداوند، آن را پايه زندگى و زيور و [وسيله]رهيابى وى ساخته، مى داند كه خدا حق است و اوست پرورنده وى، و مى داند كه آفريدگارِ وى را خوشامد و بدآمدى است و طاعتى دارد و معصيتى ـ كه تنها خردش نمى تواند آنها را در يابد ـ و مى داند كه جز با دانش و طلب آن [از طريق پيامبران،] بدان نمى رسد و اگر با دانش خود، بدان دست نيابد، از خرد خود، بهره نمى برد. پس بر خردمند است كه طلب دانش كند و ادب بياموزد كه بى آن، نمى تواند پايدار بماند».